تبت
دلیل اول : پدری که چهار فرزند دارد ، یکباره یک دختر را به عقد چهار پسرش در می آورد و البته طبق قراردادی که دارند زن مذبور هر شب یا هر هفته را با یکی از برادران بسر می برد ، با این کار اولا پدر اجازه نمی دهد که اساس خانواده اش گسیخته شود بلکه بالعکس وجود زن واحد سبب اتحاد آنان می گردد و همه پروانه سان دور یک چراغ پرواز می کنند ، ثانیا ثروت پدر که از همه مهمتر است پراکنده نمی شود و به هدر نمی رود !
زن تبتی یکی از شوهران خود را برای کار در مزرعه ای در روستای Qinghai’s Burong راهی میکند
دلیل دوم : اگر همان پدر در
مدت یکسال چهار دختر را برای چهار فرزندش عقد کند و زنان مذبور جداگانه
باردار شوند ، در مدت یکسال یک خانواده چهار نفری ، دوازده نفر خواهد شد .
اما چون زمین تبت زیاد حاصلخیز نیست و موادغذایی محدود است ، می کوشند که
از تولید نسل تا جائیکه مقدور می باشد جلوگیری کنند و با این کار جمعیت تبت
را همیشه به همان اندازه ای که هست حفظ کنند . ما پس ازشنیدن این دلایل به
مردم تبت لقب مناسبی دادیم ، لقبی که از هر جهت در خورآنهاست (اکونومیست
های متفکر) ! و در آخر این سئوال برایمان پیش آمد که این جا چه بلایی به سر
فرزندان می آورند و فرزندی که از یک زن واحد بوجود می آید مال کدام برادر
است ؟ معلوم شد که اولاد اول به برادر بزرگتر تعلق خواهد داشت و به همین
قیاس فرزندان بعدی به برادران کوچکتر خواهد رسید .
بچه ها به ترتیب تعلق به برادربزرگتر پدر و به بقیه عمو میگویند.
منبع : سفرنامه برادران امیدوار ،جهانگردان ایرانی -


أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ (یس/60)